بيشتر ما نسبت به علائم هيجاني افسردگي مانند احساس نااميدي، غمگيني، تحريک پذيري يا اضطراب، احساس گناه يا بي ارزشي، کاهش علائم و انگيزه هاي زندگي، اشکال در تصميم گيري تفکر در مورد مرگ يا خودکشي و... تا حدودي آگاهي داريم اما ممکن است نسبت به علائم جسماني ناشي از افسردگي بي اطلاع باشيم.
سر و گردن:
مشکلاتي مانند سردرد، خستگي و گرفتگي گردن و سرگيجه ممکن است دلايل بي شماري از قبيل استرس و تنش داشته باشد. اگر ضربه اي به سر شما وارد نشده باشد يا به طور معمول به سردرد مبتلا نباشيد، سردرد، گرفتگي و دردهاي گردن شما مي تواند علامتي از افسردگي باشد. اگر شما مستعد افسردگي باشيد، در هنگام افسردگي سردردتان بدتر مي شود. افسردگي باعث تاکيد بيشتر فرد بر موارد منفي مي گردد(اين مساله يکي از علائم افسردگي است) فرد افسرده درد را شديدتر از حالت عادي احساس مي کند. گر چه تعداد کمي از سردردها، مربوط به بيماري هاي کشنده مي باشند، اما اگر سردرد شما بسيار شديد و يا با علائمي مانند تهوع و استفراغ همراه باشد بلافاصله به پزشک خود مراجعه کنيد.
بي خوابي:
يکي ديگر علائم شايع افسردگي بي خوابي است که مي تواند باعث ايجاد کمبود انرژي و کندي حرکتي بدن شود و به شکلي که روز را به شب رساندن به عملي طاقت فرسا تبديل مي شود. اگر شما در زندگي تان استرس داريد آن نيز مي تواند تاثيرات جسماني براي تان داشته باشد. در مجموع استرس و افسردگي مي توانند به خستگي و بي خوابي منجر گردند. ثبت روزانه علائم در يک دفترچه يادداشت مي تواند به شما در شناسايي الگوي تان و درک آن چه ممکن است باعث شروع علائم تان باشد کمک نمايد.
-
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389
8:49 AM
نظرات(0)
پايداري در ازدواج هرگز کار راحتي نيست. زندگي مشترک ترکيبي از وجود دو نفر است که بايد با هم در تمام شرايط زندگي کنند. زن و شوهرها از دو فرهنگ متفاوت مي آيند که حتي ارزش هاي خانواده شان با هم يکي نيست. هر يک از آن ها شخصيت هاي متفاوتي دارند و ممکن است در درجه اول نقاط مشترک بسيار کمي را براي زندگي در کنار هم داشته باشند. در زندگي امروز ازدواج به علت استرس هاي موجود يک امر بسيار پرخطر تلقي مي شود. زندگي چنان سخت و پيچيده شده است که انتظارات زوجين از يکديگر با زمان هاي گذشته بسيار فرق کرده است. بنابراين براي همسران کم توان و بي تجربه بسيار مشکل است که در چنين شرايط پر از استرسي با يکديگر زندگي کنند و از اين رو برخي از زندگي ها پس از چند سال و گاه حتي چند ماه با شکست روبه رو مي شود. يکي از پيچيده ترين مشکلات در اين شرايط، وجود بچه هايي است که والدين آن ها از هم طلاق گرفته اند. آمار طلاق به نسبت دهه هاي قبل بسيار بالا رفته است و آمار دهه هاي 60 و 70 ميلادي به نسبت دهه هاي قبل بسيار بيشتر است. از اين رو مشکلات کودکاني که والدين شان از هم طلاق گرفته اند، بسيار حائز اهميت است. طلاق براي اغلب زن و شوهرها دردناک است، اما براي فرزندان آن ها که حتي درکي از مشکلات و مسائل پيچيده زندگي ندارند دردناک تر است. اين کودکان سوال هاي بي جواب بسياري را در ذهن خود دارند و در نهايت به علت نيافتن پاسخ درستي براي سوال هايشان خود را سرزنش مي کنند. اين مسأله براي نوجوانان بسيار مشکل است که در حالي که نمي دانند مشکل واقعي کجاست تصميم به حل آن مشکل بگيرند. طلاق تاثيرات بدي را روي بچه ها از هر سني که باشند مي گذارد. حتي نوزاداني که ظاهرا چيزي نمي دانند به راحتي حس مي کنند که والدين شان با هم مشکل دارند. قطعا اين موضوع آن ها را تحت تاثير قرار مي دهد و بسيار آسيب پذير مي کند. بچه هاي يکي، دو ساله با وجود اين که شرايط طلاق را درک نمي کنند، اما متوجه عدم حضور والدين شان مي شوند. آن ها اغلب گريه مي کنند و احساس ناامني دارند. اگر دقت کرده باشيد آن ها دوست دارند دائما به مادرشان بچسبند چرا که مي ترسند مبادا او را نيز از دست بدهند. اين بچه ها هنگامي که بزرگ تر مي شوند به علت افسردگي به موادمخدر و الکل روي مي آورند. طبق تحقيقات مشخص شده است که 63 درصد از آن ها مشکلات روحي و رواني چون ناراحتي، خشونت، ترس و افسردگي دارند. طلاق روي دخترها بيشتر تاثير مي گذارد. تحقيقات نشان داده است که دختراني که والدين شان از هم جدا شده اند اعتماد به نفس بسيار کمي دارند. به علت عدم حضور پدر که نوعي عشق از يک جنس مخالف را به او مي ورزد، دخترها پس از ازدواج قادر نخواهند بود تا با شوهر خود که جنس مخالف اوست رابطه برقرار کنند و زندگي زناشويي موفقي را نخواهند داشت. بيشتر آن ها خود را به علت اين که زيبا نيستند سرزنش مي کنند و فکر مي کنند به همين علت پدرشان آن ها را دوست نداشته و ترک شان کرده است. آن ها احساس تنهايي مي کنند و فکر مي کنند پس زده شده اند. يکي از بزرگ ترين نگراني هاي بچه هاي طلاق ترس از اين است که مبادا پدر يا مادري که با آن ها زندگي مي کند، تنهاي شان بگذارد. بيشتر آن ها چنين سوال هايي از خود مي پرسند«اگر مادرم هم مثل پدرم من را ترک کند چه اتفاقي برايم مي افتد؟» زندگي با ترس براي رشد آن ها بسيار مضر است. آن ها حتي مي ترسند که مبادا پدر يا مادرشان با شخص ديگري ازدواج کند. چون ازدواج والدين تغيير اساسي در زندگي آن ها ايجاد مي کند و اغلب فرزندان طلاق از به وجود آمدن تغيير در زندگي و برنامه زندگي خود مي ترسند. بسياري از زوجيني که تصميم به طلاق مي گيرند کمتر به مشکلاتي که در آينده براي فرزندان شان پيش مي آيد، فکر مي کنند و بر اين باورند که از پس حل مشکلات برمي آيند. البته در برابر اين انديشه بسياري از متخصصان نيز به اين نتيجه رسيده اند که زوج هايي که واقعا امکان زندگي با يکديگر را ندارند و هر روز را با جنگ و جدال و ناآرامي مي گذرانند، هيچ راه ديگري جز طلاق نخواهند داشت. بسياري برآنند که شرايط کودکي که در چنين محيطي زندگي مي کند به مراتب ناگوارتر از کودکي است که با طلاق مواجه مي شود. چنين کودکاني همواره در جهنم زندگي مي کنند و با آسيب هاي به مراتب جدي تري مواجه مي شوند.
-
یک شنبه 29 فروردین 1389
5:52 AM
نظرات(0)
1- يانگوم، انساني هدفمند است.
انسانهاي بدون هدف در بيراهههاي زندگي گم ميشوند و هيچوقت به مقصد نميرسند. چون از ابتدا نيز هيچ مقصدي نداشتهاند تا به آن برسند. افرادي که در زندگي براي خود هدف و برنامه دارند، هر روز با انگيزهاي متعالي روز خود را آغاز کرده و براي رسيدن به اهدافشان تلاش ميکنند.
2- يانگوم همواره مهارتهاي لازم را ميآموزد.
کسب مهارتهاي ضروري براي ايجاد زندگي بهتر، لازم است. انسانها با ياد گرفتن مطالب جديد هر روز زندگي خود را بهتر از پيش ميکنند و رفاه خود و اطرافيانشان را افزايش ميدهند. بعضي از انسانها براي اينکه خود را راحت کنند و به دنبال سعي و تلاش نروند، همواره ميگويند «ديگه از ما گذشته». اين جمله سمي براي پيشرفت و تعالي يک انسان جوياي کمال است. يانگوم همواره به دنبال يادگيري است و هر مهارتي را که اراده ميکند با عشق ميآموزد و در آن بهترين ميشود او به خوبي ميداند که خداوند قدرت بينهايتي را در درون او به وديعه گذاشته است و فقط او ميبايست اراده کرده و به هر آنچه ميخواهد دست يابد او سختيهاي مسير تعالي و پيشرفت را تحمل ميکند و کمبودها و تنگناها او را از پا نمياندازد.
3- يانگوم هميشه شاد و پرانرژي است.
شادي و نشاط، انسانها را به تحرک وا ميدارد. انساني که داراي طراوت روحي باشد بهتر فکر ميکند و اطراف خود را زيباتر ميبيند. انسانهايي که ميخندند و فکر ميکنند، زودتر به نتيجه مطلوب ميرسند.
هدف، همچون تابلوي روشني است که مسير حرکت انسان را در زندگي ترسيم ميکند. يانگوم در هر لحظه از زندگياش با هدفي متعالي برنامههايش را تنظيم ميکند ولي در عين حال همواره ميداند که هيچ وقت هدف، وسيله را توجيه نميکند و براي رسيدن به اهدافش، اعمال ناشايست و ناصحيح انجام نميدهد و نظام ارزشي مشخص و معيني براي خود تعيين کرده و در آن چارچوب ارزشي حرکت ميکند. اگر شما هم به دنبال موفقيت هستيد، هم اکنون يک قلم و کاغذ برداريد و اهداف زندگيتان را با سررسيد زماني مشخص، تعيين کنيد و براي رسيدن به آنها برنامهريزي کرده و با اراده ي مصمم براي به دست آوردنشان تلاش کنيد.
براي رسيدن به خواستههاي بزرگ بايد همتهاي بلند را توشه مسير خود کنيم. علم و مهارت به انسان اعتماد به نفس داده و قدرت جسارت و شجاعت انسان را بالا ميبرد.
اگر شما هم بخواهيد به پيروزي و موفقيت برسيد راهي به جز يادگيري مهارتهاي لازم نداريد. پس در خلوت خود بينديشيد و سرفصلهاي يادگيري خود را مشخص کرده و براي فرا گرفتن آنها لحظهاي درنگ نکنيد و حتما يادتان باشد که مهمترين مهارت لازم براي يک انسان موفق کسب مهارتهاي زندگي است.
اگر ميخواهيم در جامعه چهره مطلوب و موثري داشته باشيم، بايد همواره گشادهرويي و لبخند با ما باشد. راز شاد زيستن، انديشيدن به نعمتهايي است که خداوند به ما هديه داده است. ما هديههاي زيادي را در عرصه زندگي از خداي مهربان دريافت کردهايم و شايد شکر آنها را نيز به جاي نياورده باشيم. پس قدري بينديشيم و شکر نعمتهاي بيکران خالق مهربانمان را در ذهنمان مرور کنيم
-
پنج شنبه 26 فروردین 1389
6:25 AM
نظرات(0)
وقتی به لباسهای پشت ویترین نگاه می اندازی متوجه می شوی تقریبا همه مغازه ها به طور یک دست از چند نوع طرح خاص لباس و چند عکس ویژه برای لباسهای کودکان استفاده کرده اند.وقتی علت این کار را جویا می شوی ،مغازه دار میگوید گرایش مردم و بیشتر بچه ها به خرید و پوشیدن چنین لباسهایی است. یکی از آنها می گوید :بزرگترها بیشتر لباسهای مدل ماهواره ای را می پسندند و کودکان نیز عکس شخصیتهای تلویزیونی محبوبشان را دوست دارند و ما هم باید سلیقه هر دو طرف را رعایت کنیم. خانمی که کودکی 4 ساله را به همراه دارد از وضع فرهنگی که بر روی لباس کودکان حاکم شده است گلایه مند است و می گوید: درج عکسهای متضاد با فرهنگ ایرانی و اسلامی آن هم بر روی لباس اطفال منجر به جا افتادن همین فرهنگ در ذهن بچه ها می شود . لباس کودک با مدل های ماهواره ای
-
چهارشنبه 25 فروردین 1389
6:09 AM
نظرات(0)
ثريا شريفپور
-
دوشنبه 23 فروردین 1389
7:44 AM
نظرات(0)

با به كارگيري 30 شيوه ساده از هنگام بارداري تا پايان 2 سالگي افزون بر رشد جسماني مناسب، زمينههاي افزايش بهره هوشي كودكتان را تقويت ميكنيد. از آنجا كه پايهريزي و شكلگيري رشد جسماني و ذهني كودكان از هنگام بارداري تا پايان 2 سالگي است، به كارگيري اين شيوهها به طور هماهنگ به رشد همه جانبه و مناسب كودك كمك ميكند.
كولين مصرف كنيد. اين ماده مغذي در گوشت، تخممرغ و حبوبات وجود دارد.
-
دوشنبه 23 فروردین 1389
7:44 AM
نظرات(0)
راههايي براي تقويت خلاقيت كودكان ۰۴ دي ۱۳۸۸ فرزند شما براي زندگي موفق، علاوه بر همه چيزهايي كه ما برايش فراهم ميكنيم، احتياج دارد كه خلاقانه فكر كند، تصميم بگيرد و مبتكر باشد. خلاقيت و قوه تخيل مناسب، كيفيتي فوقالعاده است كه هر پدر و مادري آرزو دارد فرزندش اين استعداد را داشته باشد. همچنين در دنياي رقابتي امروز، بدون در نظر گرفتن شغل و حرفه و كاري كه فرزند شما در آينده انجام خواهد داد، او بايد بتواند در مراحل مختلف زندگي خلاق و مبتكر باشد. بسياري معتقدند كه فرزندان ما در آينده به هر شغلي كه مشغول شوند و هر مسووليتي داشته باشند، ميزان موفقيتشان به تجربيات دوران كودكي آنها بستگي دارد. رفتارهاي مناسب والدين بويژه در قالب بازي باعث ميشود كه كودك احساس موفق بودن داشته باشد و همين امر، پايههاي موفقيت او در آينده را ميسازد. بازي خلاق اين امكان را به كودك ميدهد كه از قوه تخيل و خلاقيت خود استفاده كند و آن را رشد دهد. راهكارهايي ساده وجود دارند كه باعث ايجاد خلاقيت در كودك ميشوند و شما ميتوانيد براحتي با استفاده از اين راهها فرزندي خلاق داشته باشيد. آنچه در اين نوشتار آمده، تنها مقدمهاي است بر دانستن نكاتي در اين موضوع، اميدواريم اين مقدمه، دري باشد به جهان بزرگ كودك شما و آغازي براي بيشتر خواندن و بيشتر دانستن پدرها و مادرها. كودكان را تشويق به پرسيدن كنيد بچهها به صورت ذاتي بسيار كنجكاو هستند و زياد سؤال ميكنند. آنقدر كه حتي گاهي ممكن است با پرسشهاي زياد خود شما را نيز گيج و يا خداي نكرده عصباني كنند ولي يادتان باشد كه هيچگاه جلوي اين عادت را نگيريد و مانع پرسشهاي آنها نشويد، بلكه آنها را تشويق به پرسيدن بيشتر كنيد. كنجكاوي گام اصلي حركت به سوي خلاقيت است. پس سعي كنيد كه هر چه بيشتر و بهتر آنها را در اين مرحله ياري كنيد. در پاسخ پرسشهاي آنها به جاي جملات و عباراتي خشك و جدي، سعي كنيد جوابهايي دوستانه و قابل درك به آنها بدهيد. اگر جواب سؤالي را هم نميدانستيد به جاي اينكه با صراحت بگوييد نميدانم، از سؤال جالب او ابراز شادي كنيد و به او بگوئيد كه بايد هر دو روي آن كار كنيد تا جواب را پيدا كنيم. اگر بتوان پاسخ پرسشها را با يك بازي ساده يا بيان يك قصه همراه كرد نتيجه بهتري عايد ميشود. زماني را با بچهها بگذرانيد زندگي ماشيني امروزي باعث شده تا والدين زمان زيادي براي در كنار بچهها بودن، نداشته باشند. صبح زود از خانه بيرون ميرويم، زماني كه كودكمان خواب است و شبها اكثر خسته و بيحوصله به خانه برميگرديم. اگر اين همه تلاش براي تأمين آيندهاي بهتر براي فرزندانمان است پس بايد سعي كنيد زماني هر چند اندك در ميان كارها و برنامههايتان براي او پيدا كنيد. وقتي بچهها كوچك هستند، بايد بيشتر از كارتان، به آنها توجه نماييد. اين موضوع را فراموش نكنيد كه هر چقدر زمان بيشتري با آنها باشيد و هر قدر اين مدت با شادي و بازي همراه باشد، حس كنجكاوي و خلاقيت كودكانتان را بيشتر برميانگيزيد و آيندهاي بهتر را برايشان ترسيم ميكنيد.
كمك كنيد گليمشان را از آب بكشند
پدر و مادر بودن لذتي خاص دارد و هيجانبخشترين شاديها را به انسان هديه ميكند. بسياري معتقدند هيچ چيز و هيچ لحظهاي بهتر از آن زماني نيست كه شما فرشته كوچك خود را در آغوش ميگيريد. والدين حتي از نگاه كردن به كودكشان سرشار از احساس ميشوند و هر وقت كه طفل، كاري جديد (هر چند كوچك) انجام ميدهد، احساس غرور ميكنند. اما از ياد نبريم كه در كنار تمام اين هيجانات روحي، پدر و مادرشدن به معني پذيرش مسووليتي بزرگ است. شما بايد قادر باشيد فرزندتان را طوري تربيت كنيد كه بتواند مراحل مختلف زندگي را به درستي پشتسر گذارد؛ از موقعيتها به خوبي بهره بگيرد و در مجموع با موفقيت زندگي كند و به قول معروف گليم خودش را از آب بيرون بكشد.
-
دوشنبه 23 فروردین 1389
7:42 AM
نظرات(0)
حتماً بارها در هنگام کار با افرادی روبرو شده اید که به علت نامعلوم رفتاری توهین آمیز و ناسزاوار از خود بروز می دهند. شما را تهدید می کنند و می خواهند شما را بترسانند و تمام روز شما را خراب می کنند. در برخورد با چنین افرادی چه باید کرد؟ اگر این انسان ها بتوانند باعث تحریک شما شوند و شما را عصبانی کنند، با برخورد نامناسب شما وضعیت سخت تر خواهد شد و این به ضرر خود شماست زیرا اگر متقابلاً با بی احترامی با او جر و بحث کنید نتیجه مطلوبی نخواهید گرفت. حقیقت این است که شما باید به امور مختلف رسیدگی کنید و وقت اضافی برای بحث و جدل با این گونه افراد را ندارید، اما برخورد با مشتریان ناراضی اجتناب ناپذیر است. پس باید سعی کنید تا به اوضاع مسلط شوید و مشکل را حل کنید. راهکارهای فراوانی برای این مسأله وجود دارد. موضوع شخصی در میان نیست اولین چیزی که باید به خاطر داشته باشید این است که با وجود لحن تند و رفتار توهین آمیز آن ها با شخص شما، منشا اصلی عصبانیت جای دیگری است. آن ها از شما ناراحت نیستند بلکه از موسسه یا شرکتی که شما در آن کار می کنید ناراضی هستند. اما نمی توانند عصبانیت خود را به موسسه اعلام کنند و رو به شرکت داد و فریاد کنند، بنابراین شما هدف کلام آن ها قرار می گیرید. آدم عصبانی چه می خواهد؟ حل شدن مشکل مشتری عصبانی نیمی از مسأله است. آن ها بیشتر از این ناراضی هستند که هیچ کس در موسسه در پیش بردن هدف شان با آن ها همکاری و همدردی نمی کند. بنابراین انجام سریع کار ممکن است عصبانیت آن ها را بر طرف نکند، اما باید بدانید که با گوش دادن به حرف آن ها و همدردی می توانید از عصبانیت شان جلوگیری کنید. چه باید کرد؟ کارهای بسیاری برای تسلط به شرایط می توان انجام داد تا یک مسأله کوچک به یک مشکل بزرگ تبدیل نشود. به ظاهر و حرکات مشتری هنگامی که به شما نزدیک می شود دقت کنید و همیشه آماده رفتار نامناسب بعضی از آن ها باشید. بسیاری از افراد ناراضی در بدو ورود و قبل از شروع صحبت علائمی از عصبانیت را نشان می دهند: مشت های گره شده، چهره برافروخته، بی قراری، حرکات سریع و غیرعادی… به این علائم دقت کنید تا ناگهان غافلگیر نشوید. اگر آمادگی داشته باشید، رفتار مناسب تری خواهید داشت. هنگام ورود یک مشتری ناراضی به محل کار شما به خود تلقین کنید که شما قادرید شرایط را کنترل کنید و باید به خود مسلط باشید زیرا عصبانیت شما فقط اوضاع را وخیم تر خواهد کرد. دومین کاری که در مواجهه با مشتریان ناراضی باید انجام داد این است که تا آن جا که می توانید خود را مستقل از موسسه یا شرکت و هم عقیده با او نشان دهید. مطلبی که در مورد عصبانیت مشتری از شرکت بیان شد را به خاطر دارید؟ اگر آن ها شما را یکی از اعضای مدافع شرکت ببینند، بیشتر عصبانی خواهند شد. اما اگر حس کنند شما بنابر وظیفه انسانی می خواهید به آن ها کمک کنید، آرام تر خواهند شد و منطقی رفتار خواهند کرد.
-
جمعه 20 فروردین 1389
3:16 AM
نظرات(0)
اين پديده جديد دانش بشري كه تقريباً در همه شئون زندگي انسان راه يافته است، هم چون ديگر ساخته هاي دست بشر دو رو دارد كه يك روي آن استفاده صحيح در كارها و كمك به رشد و سعادت بشر است. و روي ديگر آن استفاده غلط است كه معمولاً جز در موارد علمي و شغلي از آن استفاده مي شود. آن چه بيشتر كودكان و نوجوانان را شيفته خود مي كند بازي هاي رايانه اي است. پيشرفت كيفيتي اين بازي ها به فاصله كوتاهي در ايران رواج يافته و بازار اسباب بازي و لوازم سمعي و بصري را به تسخير خود درآورده است. اين بازي ها كه داراي تصاوير دو بعدي است تا 50 درصد با تصاوير واقعي انطباق دارد و هم چنين داراي موسيقي متن هست. چيزي كه اخيراً بر تعداد طرفداران اين بازي ها افزوده، قيمت مناسب آن ها براي مصرف كننده است. علاوه بر اين چون كودك و نوجوان خود اجرا كننده و در بطن بازي است و همراه با ساير شخصيت هاي بازي درگير ماجراهايي مي شود كه طراح بازي براي او تدارك ديده است، براي او بسيار جذاب است. اين بازي ها با استفاده از تصاوير پرتحرك و صداهاي مهيج، دنيايي از هيجان را به اين انسان هاي تشنه جنب و جوش ارزاني مي كند و همين جذبه، روح و جسم آنان را مطيع خود مي سازد و به عالمي از تخيلات مي برد كه خود را محور و قهرمان اصلي ماجرا مي پندارند.
محاسن بازي هاي رايانه اي
- يادگيري را آسان و توجه بچه ها را جلب مي كند.
- با رايانه هر چند بار كه بخواهند، مي توانند موضوعي را ببينند و مرور كنند.
- برنامه هاي بسيار متنوعي هستند كه به كودكان امكان مي دهد تا نقاشي ها يا داستان هايي را خلق كنند، و يا بازي هايي هستند كه كودكان را به تاريخ يا جغرافيا علاقه مند مي كند.
- برنامه آموزشي به كودكان كمك مي كند تا مهارت هايي را تمرين كنند.
- كودك بدون كثيف كردن لباس ها و اطراف مي تواند به راحتي نقاشي بكشد و رنگ ها را عوض كند.
-
دوشنبه 9 فروردین 1389
6:56 AM
نظرات(0)
شکست پشت ميز و نيمکت
استفاده از آزمونها و ديگر ابزارها و فنون ارزشيابي پيشرفت تحصيلي يکي از مهمترين فعاليتهاي آموزشي معلمان است. طبق نظريههاي جديد آموزشي، معلم نه تنها در پايان دوره آموزشي، بلکه در سراسر جريان آموزشي بايد ميزان يادگيري دانشآموزان و دانشجويان خود را ارزشيابي کند که هدف اصلي از انجام آن کمک به معلم در بهبود شيوههاي آموزشي خود، تشخيص و رفع نواقص يادگيري دانش آموزان است.
دلايل شکست تحصيلي
بررسي دلايل شکست دانشآموزان در تحصيل به مطالعه دقيق احتياج دارد، تنبلي يا بيميلي را نميتوان تنها دليل عقب افتادگي تحصيلي دانست. گاهي علت شکست دانشآموزان را بايد در خانواده جستجو کرد. در خانوادههاي آشفته ارتباطات آنچنان خشک و نامردمي است که فکر و انديشه نوجوان را به خود مشغول ميکند و او را از توجه به پرداختن به درس باز ميدارد. تغيير محل سکونت و تحولات خانوادگي گاهي باعث عقب افتادگي در تحصيل ميشود. ممکن است فرد نتواند به سادگي خود را با محيط جديد وفق دهد و تغيير وضع را بپذيرد. بيشتر جواناني که به شهر و مدرسهاي انس گرفتهاند وقتي به شهر و مدرسه ديگري ميروند، مدت زيادي طول ميکشد تا خود را با محيط تازه سازگار کنند و همين موضوع باعث عقب افتادگي آنان در کارهاي مدرسه ميشود.
مساله ناتوانيهاي خاص يادگيري يا مشکلات خاص دانشآموزان در يادگيري بعضي مواد آموزشي، به تازگي به طور چشم گيري توسعه پيدا کرده و توجه متخصصان و دستاندرکاران مسائل آموزشي کودکان را بيش از پيش به خود جلب کرده است. در کنار کودکان ناشنوا و نابينا و عقبمانده ذهني، کودکاني هستند بدون اين که ناشنوا يا نابينا باشند، آنچه را ميبينند درک نميکنند و گروهي ديگر از کودکان، با اين که از نظر ذهني عقب مانده بودند همانند ديگر همسالان خود از نظر هوشي، متوسط يا بالاتر از متوسط هستند، ولي با روشهاي متداول آموزشي قادر به يادگيري نيستند.
مطالعات انجام شده نشان ميدهد هر کس که به فعاليتهاي خاص علاقه داشته باشد و با شيوهاي خاص رفتار کند، چيزهاي معيني را دوست دارد و از بعضي چيزها متنفر است. اين که شايد 2 نفر را نتوانيم پيدا کنيم که رفتار کاملا همانند از ايشان سر بزند، طبعا اين پرسش را پيش ميآورد که چرا مردم رفتارهاي گوناگوني دارند؟ چرا دانشجويان در رشتههاي مختلف تحصيل ميکنند؟
چرا همه دانشآموزان و دانشجويان به يک رشته و يک درس رغبت يکسان نشان نميدهند؟ براي اينکه از يک فرد رفتاري سر بزند، بايد اول استعداد و توانايي آن را داشته باشد. دوم، آن رفتار را بخواهد مثل کسي که توانايي و استعداد نقاشي کردن را دارد، همچنين محصلي که وارد دانشگاه ميشود بايد استعداد و آمادگي ادامه تحصيل در رشته انتخابي خود را داشته باشد و نيز عامل دروني مثل ذوق شخصي و عامل ديگري مثل کسب شهرت او را به تحصيل در آن رشته برانگيزد.
-
جمعه 6 فروردین 1389
8:22 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



